Listening
 


تا قبل از اینکه DVD بیاد و کتابها متن CDهاشون رو چاپ کنن، معلم زبانا حسابی تازوندن! فیلم یا CD رو پخش میکردن، هر کی هر چی فهمید، فهمید؛ هر کی ام نفهمید... لا اله الا الله... بگذریم... حالا منظور من از فهمیدن چیه؟!
فارسی میگم (که ریگانم بفهمه!) مثلاً توی CD میگفت این بازی میتونست به راحتی سه - دو به نفع لیورپول تموم بشه! بعد سؤال کتاب این بود: بازی سه دو به نفع لیورپول تموم شد. True / False.
خب، نتیجه معلومه دیگه؛ زبان آموز میگه True، چرا؟ چون ازش خواسته میشه که General Idea رو بگیره، یکی نبود بگه بابا جان General Idea به درد من نمیخوره؛ من میخوام همه رو بفهمم، من نیومدم جواب این سؤالا رو بدم، من میخوام زبان یاد بگیرم، پس اون «این بازی میتونست به راحتی...» هم برام مهمه!
خب بعضیا زرنگ بودن میرفتن متن Listening رو از قبل میخوندن و گل یا پوچ معلما رو خراب میکردن، معلمام میومدن تو دفتر اساتید گله میکردن که این بچه ها میرن متنا رو میخونن و خاک تو سرشون و چه و چه و چه... کلاسهای فیلم هم همون منوال رو داشت با این تفاوت که دیگه بازی دست مدرس بود!
بعد دوباره ورق برگشت. DVD با زیرنویس و حتی صدای پرنده و اینجور چیزا رو هم به انگلیسی مینوشتن چون اساساً این قضیه برای ناشنوایان طراحی شده بود. 
حالا دیگه معلوم شده بود مدرسها فیلمها رو فقط یه کمی از شاگردا بهتر میفهمیدن! ببخشید میفهمیدیم! خدایی نکرده فکر نکنین دارم خودمو از بقیه جدا میکنم. فعلم اینجوری اومد و حوصله ندارم برگردم و همه جمله ها رو عوض کنم. بنده خودم، وقتی میرفتم سر کلاس فیلم، فقط یه کمی بیشتر از شاگردا میفهمیدم و کابوسم این بود که یهو یکی بگه «ببخشید اینجا این یارو به اون یارو چی گفت؟!»
عرض میکردم... DVD که اومد همه چی رو شد؛ حالا دیگه همه یه جا بودن! بعدش یه مسابقه عظیمی بین معلما شروع شد: معلمهای فیلمباز در مقابل معلمهای غیرفیلمباز! فیلمبازا یا بهتر بگم DVDبازا یهو انگلیسیاشون بهتر شد شروع کردن به شاگرد خصوصی تور کردن! غیرفیلمبازا از قافله عقب افتادن و مجبور شدن به هشت صبح تا هشت شب کلاس گرفتن؛ در حالیکه اون یکی گروه به دو دسته تقسیم شدن: فیلم انگلیسی با زیرنویس انگلیسی در برابر فیلم انگلیسی بدون زیرنویس انگلیسی! طبیعیه که دسته دوم همچنان میخواستن گل یا پوچ بازی کنن! این قضیه البته یه سال هم طول نکشید چون DVD همه گیر شد! حالا دیگه همه به یه اندازه access دارن!
خب، این همه صغری کبری چیدم که چی بگم؟
خیلی خلاصه میگم: علت اینکه یه بچه آمریکایی یا انگلیسی مشکل Listening نداره اینه که با انگلیسی بمباران شده... وقتی میگم بمباران منظورم روزی دو ساعت انگلیسی خوندن نیستا... بیست و چهار ساعت هفت شبانه روز!
ولی منی که دارم انگلیسی رو توی خارج از محیط یاد میگیرم باید چی کار کنم؟ باید به خودم آوانس بدم یعنی نه تنها باید متن رو همزمان با پخش فیلم یا CD ببینم بلکه باید سرعتش رو هم کم کنم تا بتونم پا به پاش بیام و بفهمم چی چطوری تلفظ میشه.
مثلاً ما تو فارسی میگیم «اچمرانیاشلوغه»؛ یعنی از چمران نیا شلوغه! خب این تو همه زبونا هست. پس اگه من خودمو از متن یا زیرنویس محروم کنم دارم فقط زمان از دست میدم و احتمالاً دارم مازوخیسم خودم و سادیسم مدرسمو ارضا میکنم! شرمنده که اینقدر فاش میگم ولی دلشادم!
!This is only the beginning. Buckle up, cuz I'm gonna go all the way
یادتون باشه که بنده هم همه این گناها رو مرتکب شده ام! کم، کم فروشی نکرده ام! ولی حالا میگم دوست عزیز، برو سر سرچشمه، زیرنویسو روشن بذار، با چشم دنبال کن،  اچمرانیاهارو پیدا کن و نترس! با ما خیلی فاصله نداری!
یه trick دیگه: وقتی CDتونو تو کامپیوتر با media player پخش میکنین ctrl+shift+s رو بگیرین ببینین چه اتفاقی میفته؟ سرعت کم میشه و همه چی یه وضوح خوشایندی پیدا میکنه.
Warning: آخرین تله گل یا پوچ بازا اینه که میگن اگه این کارو کنی گوش تنبل میشه! قبلنا با کسایی که این رو میگفتن بحث میکردم ولی الان فقط در یک سکوتی عمیق نگاهای معنی داری بهشون میکنم!

پدرایی که به بچه هاشون دوچرخه سواری یاد میدن دو دسته ان: دسته اول میگن: این تو، این دوچرخه، این بازی، این اشکنک، این هم سرشکستنک؛ ولی پدرایی که بچه هاشونو دوست دارن براشون چرخ کمکی میگیرن بعد آروم آروم چرخارو میدن بالا بعد یکی یکی چرخ کمکیا رو ورمیدارن و از دوچرخه سواری بچشون لذت میبرن. پدرای دسته اول همش میگن: «زمان ما این چیزا نبود»، «ما از چاه دو تا آبادی اونورتر آب میاوردیم»، «بابای من وقتی میخواست منو تنبیه کنه، کمربندشو در می آورد با یه آجر میذاشت جلوم میگفت انتخاب کن!».
راستی ctrl+shift+n صدا رو بر میگردونه به حالت نرمال. زبان آموز عزیز از امکاناتی که داری استفاده کن تا کار راحت تر و سریعتر انجام بشه.
 دو سال از شروع تدریسم گذشته بود که یه روز توی یه فیلمی شنیدم که یه نفر به اون یکی میگفت: «جیت یِت» صد بار زدم عقب آخر نفهمیدم چی میگه! چند سال پیش DVD همون فیلمو با زیرنویس دیدم فکر میکنین جمله هه چی بود؟ (?Did you eat yet) دیجیو ایت یت تبدیل شده بود به جیت یت! حالا هی بگو چرخ کمکی لازم نیست.