Reading


 
لطفاً متن زیر را بخوانید:
تمام کسانی که ژواغز بالایی دارند باید به مرافسنکی مراجعه کنند تا بتوانند میزان کمرسک خود را به حد مناسب رسانده و لعلم بدنشان را تأمین کنند... و الی آخر...

 
***

کلمات ژواغز، مرافسنکی، کمرسک و لعلم اینطوری تلفظ میشن:
ژَواغِز، مَراَفسَنِکی، کُمِرسَک و لَعِلُم.
حالا معنیاشون به فارسی دری یا پنجره ای یا هر چیزی... فرقی نمیکنه! : ژواغز: کلسترول، مرافسنکی: پزشک، کمرسک: چربی خون و لعلم یعنی سلامت!
حالا به این سؤالها پاسخ بدین:
عده قابل توجهی باید به پزشک مراجعه کنند. True / False
وقتی به پزشک مراجعه کردید، پزشک شما را معاینه میکند. True / False / Not Given
(Not Given هم تازگیها مد شده، یعنی end ِ گل یا پوچ!)
تأمین سلامت بدن از واجبات نیست. True / False / کمی تا قسمتی True ولی در عمل False!
خب، این بلائیه که ما سر زبان آموزامون میاریم!
میذاریمشون به حال خودشون که هر کلمه ای رو هر طور خواستن تلفظ کنن غافل از اینکه این تلفظها دارن توی مغز ثبت میشن و بعداً توی Speaking و Listening زهر خودشونو میریزن!
ما حق نداریم Reading ِ بدون CD انجام بدیم چون داریم تخریب میکنیم.
پس اگر کتاب Reading، سی دی نداشته باشه، در واقع داره منو با تلفظ خودسرانه خودم مسموم میکنه. بعد هم نوبت سؤالا میرسه که برای جواب دادنشون باید کل متن رو فهمید ولی بازم به زبان آموز میگیم General Idea رو بچسب!
Warning: گل یا پوچ بازا در مقابل این حرف معمولاً میگن که: وقتی شما روزنامه میخونین یا کتاب یا هر چیز دیگه ای، مگه CD داره؟! البته این حرف رو درباره Listening هم میزنن و میگن مگه همه برنامه ها یا مردم موقع حرف زدن زیرنویس دارن؟!

 
***

مجبورم یه خاطره تعریف کنم؛ سی، چهل سال پیش تو باشگاه های رزمی مد شده بود که هر کی روز اول می اومد تو باشگاه میریختن سرش اونقدر میزدنش تا صدای هاپو بده!
خب اگه خودتون تا این لحظه نتونستین نتیجه اخلاقی داستان بالا رو دربیارین بذارین توضیح بدم:
آموزش یعنی دستم بگرفت و پا به پا برد؛ یعنی محبت؛ یعنی آرزوی چیز یاد دادن ولی سنجش یعنی اینکه ببینیم که آیا یاد گرفتی یا نه؟! یعنی کتک! یعنی تو نمیفهمی من میفهمم! یعنی من توی کلاس می ایستم ولی تو باید بشینی!
خب فیلم دیدن با زیرنویس توی ایران یعنی آموزش ولی تلویزیون تماشا کردن توی آمریکا و یا صحبت کردن با آمریکاییها یعنی سنجش!
ده واحد آموزش «دستم بگرفت و پا به پا برد»گونه، حدوداً فرض بگیرین معنی چهار واحد موفقیت در سنجش داشته باشه. حالا اگه من بخوام چهار به هشت تبدیل بشه باید دوباره امتحان بدم یا اینکه ده واحد آموزش به آموزشم اضافه کنم؟
اگه صد تا فیلم با زیرنویس باعث بشه که من من پنجاه درصد یه فیلمِ بی زیرنویس رو بفهمم (بدون چرخ کمکی) آیا نباید صد تا فیلم دیگه هم با زیرنویس ببینم؟! نگاه معنی دار میکنم ها!

 


صفحه اصلی                      فهرست یادداشتهای فارسی