کلاس گروهی


سلام به همه شما دوستانی که لطف میکنین و این مطالب رو میخونین. خیلی وقته که چیزی ننوشتم. گفتم ادب حکم میکنه که یه سلامی عرض بکنم. بی مقدمه عرض کنم که این قضیه مخالفت من با کلاس گروهی (البته در شکلی که داره اجرا میشه) کمی آزاردهنده شده. راستش مدام باید پشت تلفن برای دوستانی که این مخالفت رو برنمیتابن توضیح بدم، خیلی از مواقع هم باید جواب کامنتای هر از گاه توهین آمیز و زننده رو بدم! برای همین فکر کردم بد نیس اگه یه کلاس گروهیِ CLT که برای زبان آموزان خارجی اجرا میشه رو دراماتیزه کنم بلکه موضوع بازتر بشه. بنابراین تصور کنین که دارین معادل یه کلاس CLT گروهی رو در خارج از ایران میبینین که زبان آموزاش دارن فارسی یاد میگیرن؛ مثلاً در آلمان.
خب، ساعت هفت و پنجاه دقیقه ست، شاگردا نشستن و طبیعتاً دارن با هم آلمانی حرف میزنن و یه بحث داغی در جریانه راجع به اینکه کدوم یکی از این جمله ها درسته؟! «اینو از رو زمین وَردار / بَردار / بگیر!» هر کس هم یه نظری برای خودش داره. یه سری معتقدن که وَردار لاتیه و هرگز یه آدم حسابی نمیگه وردار بلکه میگه بردار. یکی دیگه از بچه ها معتقده که اگه شخصی بگه «فلان فلان شده! اینو از رو زمین وَردار!» لاتیه نه خود وَردار! یکی دیگه هم میگه «ولی من بگیر هم شنیدم» بعد یکی دیگه میگه «شمالیها میگن بگیر! بگیر استاندارد نیس! بعد یکی دیگه میگه البته این دلیل استاندارد نبودن نیست و... خلاصه ساعت هشت معلم وارد کلاس میشه و دیگه کسی آلمانی حرف نمیزنه. بعد از سلام و احوالپرسی معلم درسش رو میده ولی من بیشتر هدفم اینه که یه «بحث» رو دراماتیزه کنم. برای این کار مدرس رو با حرف م و زبان آموزا رو با زبان آموز شماره 1 و 2 و الی آخر برای راحتی کار نامگذاری میکنم. بحث راجع به جرم و جنایت و اینجور چیزاس و نکته مهم اینه که این کلاس ده نفره Advanced طبقه بندی شده!!!
مدرس: خب، حالا میخوام به من بگین که به نظر شما برای کاهش جرم چه کارهایی باید کرد؟
ز 1: من فکر میکنم هیچگاه دولتها نباید میتونن از کنار این قضیه ها راحت عبور کنند چرا که جرم در هر شکل و قیافه ای که باشه باید برخورد بشه وگرنه هرج و مرج. منظورم اینه که باید مکانیسمها نگذارند دولت بی توجهی نشون بدن به مساله جرم.
م: درسته که دولتها نباید بتونن از کنار این جور قضایا راحت بگذرن و جرم در هر شکلش ایجاد هرج و مرج میکنه ولی دقیقاً چه مکانیسمهایی باید وجود داشته باشن تا بشه توسط اونا جلوی این معضل مهم اجتماعی رو گرفت؟
ز 2: به نظر من باید جلوی رشوه رو گرفت. پلیسها نباید میتونن یه کاری کنن که مجرم راحت جیم بشه!
(یکی از زبان آموزا از بغل دستیش یواشکی به آلمانی میپرسه جیم شه یعنی چی؟)
م: آفرین، رشوه موضوع خیلی مهمیه. آیا فکر میکنین ارتباطی بین حقوق پلیس و رشوه هست؟
ز 3: البته که هست. این یکی از موارد فساد اداریه که در بعضی جوامع کاملاً ریشه پرونده و خود دولت باید میتونه جلوی این رو بگیره ولی همیشه موفق نیست.
م: بله، در تئوری البته دولت باید «بتونه» این کار رو بکنه ولی فقط گفتنش آسونه!
ز 4: موافقم، عملگرایی خیلی مهم هست.
ز 5: (فقط سر تکون میده!)
ز 6: البته من فکر میکنم آموزش نقش مهمی رو دارا هست بچه ها باید در سن پایین یاد میگیرن که رشوه گرفتن و دادن کار بدی هست.
م: درسته بچه ها باید یاد بگیرن که چه کاری بده و چه کاری خوب.
ز 7: (سکوت محض!)
م: دلایل مالی ممکنه باعث بشن رشوه خواری رواج پیدا کنه ولی چطوره یه نگاهی به وجه اخلاقی قضیه بندازیم.
ز 8: همینطوره که شما عرض کردید! اِخلاقیات خیلی مهم هست.
م: بله، بنده عرض کردم! اَخلاقیات از اهمیت بسیار بالایی برخورداره.
ز 9: (کپی برابر اصلِ زبان آموز شماره 7! اگه شماره 9 و 7 نبودن اصلا کلاس به حد نصاب نمیرسید!)
م: حالا در عمل چطوری میشه جلوی رشوه خواری رو گرفت؟
ز 1: فقط مکانیسم بازدارنده میتونست موفق ایجاد کنه. من خودم خیلی بارها به کشورهای رو به توسعه سفر کردم و دیدم که دولتهایی که باید میتونن این کار رو بکنن کمتر با این گونه مشکلهای عدید دست و پنجه نرم هستند. اگه بتونیم جلوی این نوع اشتباهات رو میگیریم مطمئناً آینده در انتظار خوبی پیش رو داریم. این مساله ها البته به آسون حل نمیشن بلکه باید میتونیم هم در عمل و هم در تئور اونها رو...
م: (به ساعتش نگاه میکنه) مثل اینکه وقتمون هم داره تموم میشه ولی خب باید میتونیم... ببخشید باید بتونیم یه نتیجه گیری هم بکنیم.
ز 10: من فکر میکنم ارتشاء به شکل یه مفهوم کلی توی خون بشره و ما این رو با گرفتن اولین آب نبات در ازای گریه نکردن یاد میگیریم و این رفتار در ما از همون دوران کودکی نهادینه میشه.
زنگ میخوره و معلم از همه تشکر و خداحافظی میکنه و ازشون میخواد که تمرینهای workbook رو برای جلسه بعد حل کنن. تنها کسی که با شنیدن کلمه workbook و تمرین زیر لب غرولند میکنه زبان آموز شماره ده ماست که الحق از همه بهتره ولی این زبان آموز شماره یک کلاسه که همیشه عنوان Top Student رو به یدک میکشه!  و متاسفانه از سطح ابتدایی تا پیشرفته وضع به همین منوال پیش میره. گویی قرار نیست استقلال یادگیری به دست بیاید!
.P.S به هیچ وجه من الوجوه با کلاس گروهی به شکل یک سویه مخالف نیستم! ضمناً هر کسی که تمرین انجام نمیده الزاماً زبان آموز شماره 10 نیست!


 صفحه اصلی                                فهرست یادداشتهای فارسی