قابل توجه کسانی که نمیتوانند مهاجرت کنند


من کاری به این ندارم که هنوز موفق شده اید مدرک تائید شده وزارت کار جعل کنید یا نه! اگر بلیت هواپیما دستتان نیست از نظر حقیر «عشق مهاجرت» به حساب می آیید نه «مهاجر». زمانی که تقریباً مجانی داشتم برای مؤسسات کار میکردم (البته خودم کردم که لعنت بر خودم باد!) یک کلاس اقماری در یکی از اداره جات دولتی داشتم. یک آقای مهندسی بین این شاگردان بود که چند سالی در فرنگ زندگی کرده بود - یادم نمی آید انگلیس یا آمریکا - فرقی هم نمیکند! انگلیسی این دوست عزیز مثل فارسی مهاجرهای تهران بود؛ یعنی حرف را میفهماند ولی جمله ای نمیگفت که حداقل یک اشتباه در آن نباشد. از بس که مؤدب بود هنوز بنده پایم را توی کلاس نگذاشته از من پرسید: «شما انگلیسی رو کجا یاد گرفتین؟» عرض کردم: «همین جا». فرمودند: «انگلیسی یاد گرفتن توی محیط یه چیز دیگه ست!» و راجع به این موضوع بحث داغی بین شاگردان در گرفت. خلاصه کلام عرض کردم که «فارغ از جغرافیا، برای یادگیری هر زبانی باید آن را از گویندگان آن زبان شنید، تکرار کرد، به کنترل کیفیت فرستاد و در صورت تائید آن مرجع - یعنی گوینده زبان - آن را به خاطر سپرد و برای فراموش نشدن تمرین و تکرار کرد، مگر نه؟» فرمودند: «بله، همین طور است.» عرض کردم بسیار خوب، شما در محیط «شاهد» حرکت زبان هستید، آن را ضبط میکنید، تکرار میکنید، تائیدش را میگیرید و عمل یادگیری دیگر انجام شده تلقی میشود. حال این روند میتواند با مشاهده فیلم و اخبار مستند و غیره انجام بپذیرد یا اینکه در محیط انجام شود. تنها تفاوت بین مشاهده از طریق ذکر شده و حضور فیزیکی در محیط، عاملی ست به نام «بو» که ما هنوز قادر به واردات آن نیستیم! سؤال اینجاست که آیا «بو» تأثیر قابل توجهی در امر یادگیری زبان دارد یا خیر؟! البته قضیه به این سادگی که - پیشتر محض مذاح عرض کردم - نیست. تفاوتهای دیگری هم هست. مثلاً امکان دوست یابی و دسترسی آسان از آن جمله است. از طرف دیگر، محدودیتهای دیگری نیز هست. به عنوان مثال ممکن است شما ده سال در محیط باشید ولی هیچ وقت سر و کارتان به دادگاه، اداره پلیس، زندان، جمع تبهکاران و... (که در فیلم به سهولت و وفور قابل دسترسی ست) نیفتد. یا اینکه به جرأت میتوان گفت که تقریباً هرگز قادر به «مشاهده» دعواهای خانوادگی و زناشویی و یا حتی صحبتهای عاشقانه نخواهید بود، در حالیکه هنگام تماشای فیلم نه تنها گستره بی انتهایی از این موارد در دسترس دارید بلکه میتوانید با استفاده از دکمه rewind و repeat تا مغز استخوان موضوع پیش بروید. اجازه بدهید یک فرمول یا معادله ای خدمتتان ارائه کنم:

دیدن هر فیلم زبان انگلیسی = X زمانِ زندگی در محیط انگلیسی زبان

در هر مورد خاص مقدار X متغیر است. ولی صفر که نیست، هست؟! البته ممکن است کسانی که زبان را در محیط یاد گرفته اند بگویند «فلانی دستش به گوشت نمیرسه، میگه بو میده!» نه خیر، به هیچ وجه اینطور نیست. بنده آنقدر احمق نیستم که بگویم اینجا بهتر از آنجاست (همانطور که از عنوان مطلب پیداست روی سخن من با غیرمهاجران است) ولیکن چند نکته هست که باید بدان اشاره کرد: چه اینجا، چه آنجا ریاضت یادگیری یکی ست. مشکلات «زندگی» در محیط ممکن است باعث شود زبان از حالت هدف به وسیله تبدیل شود و طبیعی ست که در این صورت کیفیت خدشه دار خواهد شد. وقتی یک ایرانی با یک آمریکایی صحبت میکند نمیتواند هر سه دقیقه یکبار از او خواهش کند حرفش را دوباره تکرار کند. همین که ارتباط برقرار شد مأموریت «زندگی» انجام میپذیرد و مجالی برای تصحیح باقی نمیماند. و از همه مهمتر، مسأله سن مطرح است. همه معتقدند که زبان در سن پایین (در محیط) راحت تر آموخته میشود. دلیل این موضوع سن شخص یادگیرنده نیست بلکه سن اطرافیان این شخص است که اهمیت پیدا میکند. یک خانواده مهاجر را در نظر بگیرید: پدر پنجاه و پنج ساله، مادر چهل و هشت ساله، یک فرزند بیست و پنج ساله و یک فرزند دوازده ساله؛ همگی در آمریکا. پسر دوازده ساله زبانش از همه بهتر است نه به خاطر سن خودش بلکه به دلیل سن اطرافیانش. دوستان آمریکایی آن فرزند دوازده ساله به محض اینکه اشتباهی از او سر بزند (مثلاً فعلی را غلط به کار ببرد یا کلمه ای را اشتباه تلفظ کند) او را مسخره میکنند. ولی بقیه خانواده از این موهبت برخوردار نیستند. حرف میزنند، پیامشان را منتقل میکنند اما تصحیح نمیشوند. ادب اجتماعی حکم میکند که یک خارجی را نباید مسخره (و به طبع آن، تصحیح) کرد. همان کاری که ما تهرانیها با دریانیهای سوپرمارکت دار انجام داده و میدهیم. بچه های این مهاجران توسط بچه های بی ادبِ اجتماعیِ تهران تصحیح میشوند ولی بزرگترها سرشان بی کلاه میماند. بنابراین، اگر بیش از هجده سال دارید بدانید که خودتان باید این زحمت را بکشید و اینجاست که دیگر فرقی نمیکند کجا باشید؛ اینجا یا آنجا. برای بالای هجده سال، آنجا همان اینجاست. بشنوید، تکرار کنید، ضبط کنید و با کمک کسی که زبان بهتری دارد (ترجیحاً native speaker) تصحیح بشوید. نوجوانان به طور اتوماتیک توسط جامعه عاری از ادب اجتماعی تصحیح میشوند.

این پدیده اجتماعی را هنگام اثاث کشی تجربه کردیه اید. روزنامه همشهری را برمیدارید و یک شرکت باربری انتخاب میکنید: مثلاً «گل بار»، «ارزان بار» یا شاید هم «اسفبار» یا «استکبار»! یک آقایی که فارسی را خوب حرف میزند ولی ته لهجه شهرستانی دارد پاسخ میدهد. قرار میگذارید. صبح روز بعد، یک کامیون به همراه شش یا هفت کارگر به منزل شما می آیند. سرکارگر، فارسی را بدتر از آقایی که تلفن را جواب داده صحبت میکند. کارگرهای قدیمی تر، بدتر و از همه بدتر کسی ست که یخچال ساید بای ساید شما را به تنهایی به دوش میکشد! او تقریباً فارسی بلد نیست. پس تا دیر نشده زبانتان را قوی کنید چون همین روزهاست که مدارکتان کامل شود و باید بلیت بخرید. شما که قصد ندارید تا آن سر دنیا بروید و ساید بای ساید حمل کنید، دارید؟!

 

 صفحه اصلی               فهرست یادداشتهای فارسی