دوست من تو already زبان انگلیسی را بلدی!


حتماً میتوانی بگویی ... My name is.
وقتی این جمله را میگویی به آن فکر نمیکنی. بدون اینکه نگران باشی که آیا درست میگویی یا نه آن را به زبان جاری میکنی و هرگز فکر نمیکنی که آیا باید بگویی:
... My name is یا ... My name are.
حالا بگو:
If you had asked me this question five years ago, I would have definitely said "No!".
 
 اگر پنج سال پیش این سؤال رو از من میپرسیدید قطعاً میگفتم «نه!»
حالا مثل جمله قبل رفتار کن! به have یا had یا would یا هر چیز دیگری، اصلاً فکر نکن. فقط شروع کن به تکرار. آنقدر که کیفیت بیان جمله اول با جمله «اگر پنج سال پیش...» هیچ توفیری نداشته باشد.
بعد بگو: .I used to be so shy قبلاًها خیلی خجالتی بودم.
بعد از آن بگو: .I don't wake up early unless I have to زود بیدار نمیشم مگه اینکه مجبور باشم.
خب، حالا ببینیم چقدر انگلیسی بلدی؟! فعلاً همین قدر میدانی. البته به شرط اینکه جملات بعدی را نیز مانند همان قبلی یعنی ... My name is بیان کنی؛ با همان کیفیت اجرا! فکر نمیکنی، تپق نمیزنی و همیشه آنها را به خاطر داری (در حافظه درازمدت) قرار نیست حرف دلت را بزنی. فقط قرار است جملات سالم وصحیحِ کتاب English Grammar in Use یا Essential Grammar in Use را بی هیچ کم و کاستی دقیقاً با کیفیت ...My name is به حافظه بسپاری.
حالا بدون
اینکه به ابتدای این نوشته رجوع کنی بگو: زود بیدار نمیشم مگه اینکه مجبور باشم. احتمالاً جمله را به خاطر نمی آوری. جمله این بود:
I don't wake up early unless I have to.
 
چگونه این جمله را به حافظه درازمدت بسپاریم؟
به یکی از کلاسهای ریاضی زمان مدرسه فکر کن. احتمالاً موضوع آن جلسه خاص را به یاد نمی آوری ولی دقیقاً به خاطر داری که در آن روز به خصوص، معلم ریاضیت دستش را توی دماغش کرد و تو کلی هم خندیدی در حالی که قرار بود تمامی تمرکز تو بر روی درس باشد. حافظه تو «مسائل جانبی» را در خود نگه داشت. بله درست فهمیدید. این آقای حافظه اینطوری عمل میکند؛ مطلب مورد نظر از حافظه میگریزد در حالی که حواشی خوب ثبت میشوند.
خب حالا شروع کن به تکرار جمله بالا ولی به یک چیز دیگر تمرکز کن. در حالی که به طور کاملاً «مکانیکی» جمله را تکرار میکنی فقط و فقط به یک چنگال فکر کن. حتی میتوانی یک چنگال واقعی جلوی خودت بگذاری و در حین تکرار از زوایای مختلف به آن نگاه کنی. کم کم متوجه میشوی که جمله
I don't wake up early unless I have to.
دارد ذره ذره به ... My name is بدل میشود. تکرار «مکانیکی» را قطع نکن تا جایی که چنگال موضوع اصلی شده و جمله مورد نظر «فرعی» بشود - درس ریاضی موضوع اصلی و دست توی دماغ فرعی!
باز هم جمله را تکرار کن و اجازه بده که کاملاً مکانیکی بشود. درست مثل طوطی! طوطی وار یاد گرفتن یک اصل خدشه ناپذیر است.
حتی اگر گفتن این جمله پنج ثانیه طول بکشد میتوانی در هر دقیقه دوازده بار آن را تکرار کنی. بنابراین، در یک نشست ده دقیقه ای با چنگال میتوانی صد و بیست بار این جمله را به طول «مکانیکی» تکرار کنی. روزی سه بار تمرین ده دقیقه ای یعنی نود جمله در ماه و اگر هر جمله پنج ثانیه وقت بگیرد بعد از یک ماه میتوانی هفت دقیقه و نیم انگلیسی تولید کنی و بعد از دو ماه میتوانی پانزده دقیقه انگلیسی صحبت کنی - پانزده دقیقه با کیفیت ... My name is.
پس اگر در ابتدای راه قبول کنی که نمیخواهی حرف دلت را بزنی در آخر کار حتماً خواهی توانست حرف دلت را به طول «مکانیکی» بزنی. مگر جملاتی که در دل تو هستند چیزی غیر از جملاتی ست که در کتابهای آموزش زبان نوشته شده اند؟ قضیه این است که باید بپذیری قرار نیست تا قبل از دو ماهی که راجع به آن صحبت کردیم حرف دلت را بزنی. دو ماه دندان روی جگر بگذار و حرف دیگران را بزن بعدش قادر خواهی بود حرف دلت را بزنی.