Have done

تا تو برگردی من این سیگارا رو کشیدم (تموم شده رفته پی کارش!)
.By the time you come back, I will have smoked all of these cigarettes
بهش گفتَعم. (گفته ام)
.I have told him. Vs. I HAVE told him
.So "have done" means finished, over, done
 تا پنج (دقیقه) دیگر برمیگردم.
.I will be back in five
تا (ساعت) پنج برمیگردم.
.I will be back by five

 دیرتر از X نه    by: not later than X
باید تا (ساعت) پنج بهش بگم.
.I should tell him by five
باید تا (ساعت) پنج بهش گفته باشم.
.I should have told him by five
گفته: have told

X will have done X by X 
X should have done X

باید بهش میگفتم (ولی نگفتم)
.I should have told him
باید تا (ساعت) شش بهش گفته باشم.
.I should have told him by six
ممکنه بهش گفته باشم.
.I might / may have told him
ممکنه تا (ساعت) شش بهش گفته باشم.
 .I might / may have told him by six

احتمالاً / حتماً / لابد / به احتمال قریب به یقین بهش گفته ام. (از شواهد اینطور به نظر میاد)
.I must have told him
نمیتونم بهش گفته باشم؛ من اصلاً اونجا نبودم.
.I couldn't / can't have told hom; I wasn't even there
نمیتونستم بهت بگم (نگفتم).
.I couldn't have told you
میتونستم بهت نگم (ولی گفتم).
.I could have not told you
میتونی بهم بگی؟
?Can you tell me
نمیتونی بهم بگی؟
?Can't you tell me
میتونی بهم نگی؟ (نگو!)
?Can you not tell me
بهت میگفتم اگه
... I would have told you if
تو بودی چی کار میکردی؟
?What would YOU have done