Must have done


 
(کلمات لازم برای درک این ساختار):
لابد
حتماً
به احتمال زیاد
به احتمال قریب به یقین
 
***


 
بهش گفته.
.He has told her
 
 
لابد، حتماً، به احتمال زیاد / قریب به یقین بهش گفته. چون اومد همه چیزو بهم گفت.
   .He must have told her. She told me everything
 
 
لابد عاشق شده.
.She must have fallen in love with him
 
 
کلیدامو حتماً تو دفتر جا گذاشتم (گذاشته ام).
.I must have left my keys at the office
 
 
لابد راه افتاده ان.
.They must have left / set off / taken off


 
X must have done X

 
.Jack must have done his homework
.Sarah must have worked really hard
.David must have been polite with them
.Angela must have washed my car before we arrived
.He must have tricked both of them
.He must have cut himself shaving


به احتمال قریب به یقین جک تکالیفش رو انجام داده.
سارا حتماً سخت کار کرده.
دیوید لابد باهاشون مؤدب رفتار کرده / مؤدب بوده.
انجلا به احتمال زیاد قبل از اینکه ما برسیم ماشینمو شسته.
لابد هر دوشونو گول زده.
حتماً موقع تراشیدن ریشش صورتش رو بریده.

.P.S

در بسیاری از موارد ما در فارسی کلمه حتماً رو به کار میبریم ولی منظورمان همان لابد است.